تبليغاتX
joztoo

قالب پرشین بلاگ


joztoo
                      

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

[ دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 ] [ 2:24 ] [ saeed ]


چون که موسی دشمنی را کشته بود      باز لطف حق غم او را زدود      پس بدان موسی تو یک پیغمبری      حرف حق را سوی فرعون میبری       با نشانی های من آن جا روید      قاصد بیداری فرعون شوید            پس سخن گویید با او نرم نرم              تا زکارش او کند یک ذره شرم   باز موسی گفت:ای پروردگار!                             

سخت میترسیم از آن نابکار               حق به آنها گفت: ترس آخر چرا؟  با شما هستم همیشه هر جا        

پیش فرعون از خدا صحبت کنید         قلب تارش را به حق دعوت کنید  باز فرعون بود و آن دربار بود    

کارهایش مثل نیش مار بود                رفت موسی با گل نام خدا           پخش کرد آن عطر پیغام خدا    

تا که فرعون حرف موسی را شنید   ناگهان چون  شعله ای از جا جهید  گفت:ای موسی! خدایت کیست؟کیست

گفت :موسی جز خدایم هیچ نیست        آن خدای مهربان و نازنین          خالق این آسمان ها و زمین   

آن خداوندی که باران آفرید                در زمین او سبزه زاران آفرید      او به ما نعمت عطا کرده زیاد

او که ما را خلق کرد از خاک پاک      باز او می پرورد ما را زخاک      گرچه فرعون دید آیات خدا

باز هم شد از خدای خود جدا              گفت: ای موسای جادوگر برو       از دیار من برو دیگر برو

مثل تو نیز ما جادو میکنیم                 عاقبت دست تو را رو میکنیم        بعد فرعون گفت: در روز قرار

آمدی جادوی خود را هم بیار              رفت فرعون ساحران را جمع کرد بین آنها ماهران را جمع کرد

داد فرعون وعده وقول و وعده            تا که روزسخت جنگ آمد رسید    ظهر مردم شاد بیرون آمدند

عاقبت موسی وهارون آمدند               ساحران سحری مهیا ساختند         ریسمانها را زمین انداختند

گشت رقص ریسمانها مثل مار           ترس شد بر شانه های موسی سوار  مژده آمد از خدا: موسی! نترس

از دروغین سحر و جادوها نترس       پس عصایت رها کن در زمین        صحنه پیروزی حق را ببین

تا عصایش بر زمین افتاد زود            اژدها شد ریسمانها را ربود           ساحران دیدند با هم صحنه را

سجده کردند از سر صدق و صفا       جملگی گفتند: این نور خداست       زور فرعون از چنین نوری جداست

پس بود تابنده تر ایمان ما                 شک ندارد راه در ایمان ما            چون که فرعون دید آنها رسته اند

دیگر از فرعون و کارش خسته اند     گفت:بی رخصت کجا جادوگران؟    بر شما باشد چنین کاری گران

پس بترس از عزاب سخت من            از شکوه بارگاه و تخت من           قطع خواهم کرد دست و پایتان

تا رسد بر آسمان آوایتان                   دار خواهم زد شما را روی نخل     عبرتی باشد آنجا روی نخل

ساحران گفتند: آنچه دیده ایم               جملگی حق است ما فهمیده ایم       هر چه خواهی کن ولی این را بدان

نیست این دنیا همیشه جاودان              ما به لطف آن خداوند غفور          گشته ایم از ظلمت دنیا به دور

هرکه طغیان کرده هر که سرکس است عاقبت جایش میان آتش است          هر که شد در این جهان یار خدا

شد دلش از غصه دنیا جدا                  در بهشت سبز و زیبای خدا          می شود میهمان گل های خدا

چشمه ها آنجا چه خندان می روند         شاد از زیر درختان میروند          مژده ای پاکیزگان ای پاکیزگان

جایتان باشد بهشت جاودان               

 وحی پرودگار و اعلام حرکت

شب رسید و از بالا آمد خبر:             زود باشد آمده وقت سفر              شب میان آسمان مهتاب بود

پیش روی کاروان هم آب بود             آمد از بالا ندا:موسای من!           آن عصایت را بر این دریا بزن

تا عصا را زد مسیر باز شد               راه آزادی شان آغاز شد              ناگهان فرعونیان هم آمدند

چشم بسته دل به آن دریا زد               قوم موسی چون برون آمد ز رود   داد حق بر موج دستور فرود

لا به لای موج ها ی پر خروش          ناله ی فرعون نمی آمد به گوش     عاقبت با قدرت رب جلیل

گشت فرعون طعمه ای در کام نیل       بهر موسی نیل یک گهواره بود     در عوض فرعون در آن آواره بود

هر کجا هستی خدا را یاد کن              باغ دل را با خدا آباد کن.

                                                                               

                                                                                   تنظيم متن : سعيد ايماني

[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 16:5 ] [ saeed ]


تحقیقات نشان داده است بیشتر كسانی كه به كتاب و كتابخوانی علاقه دارند والدینی داشته‌اند كه در دوران كودكی لحظات شیرین و گرمی را در هنگام خواندن داستان‌ها برای آنها ساخته و پرداخته‌اند.
توصیه‌های زیر را به كار گیرید تا كودكان خود را جذب مطالعه كنید، به طوری كه كتاب را بهترین دوست خود بدانند و از آن جدا نشوند.

1- زمان خاصی را به عنوان زمان خواندن داستان در نظر بگیرید : این مورد به خصوص برای كودكان نوپا بسیار مهم است. زمان قصه‌سرایی نباید چندان طولانی باشد، در اینجا كیفیت از همه چیز مهمتر است، اما سعی كنید آن را به صورت برنامه‌ای منظم در هر روز دنبال كنید.

2- كتاب‌هایی را انتخاب كنید كه خودتان از خواندن آنها لذت می‌برید، زیرا عدم علاقه شما، به خوبی در آهنگ كلام شما منعكس می‌شود.

3- به خاطر داشته باشید كه اغلب سطح شنیداری كودكان بالاتر از سطح خواندن آنهاست، پس فكر نكنید ممكن است كودك شما كه در گروه سنی الف قرار دارد از شنیدن كتاب‌های گروه سنی ب، ج یا بالاتر لذت نبرد.

4- همیشه قبل از خواندن، عنوان كتاب و نام نویسنده آن را اعلام كنید.

5- داستانی را كه می‌خوانید در ذهن خود تجسم كنید، مناظر را در ذهن خود ببینید، حتی زمانی كه كتاب هیچ گونه تصویری ندارد. این كار باعث می‌شود كه داستان را به زیبایی و واضح تعریف كنید.

6- در حین خواندن از تنوع استفاده كنید، متناسب با داستان، تن صدای خود را بالا و پایین ببرید، با دستان و اعضای صورت خود اشارات گوناگونی پدید آورید. همه اینها در جذاب‌تر كردن داستان برای شما و فرزندتان كمك می‌كند.

7- بسیاری از كودكان از "خواندن مكرر" یك داستان لذت می‌برند.

8- كودكتان را تشویق كنید كه صفحات را ورق بزند، یا حتی عباراتی كه بلد است را بخواند، هر دوی شما می‌توانید با افزودن دیالوگ‌های جدید، صداهای متفاوت و اشارات مختلف به آن شاخ و برگ دهید.

9- به آرامی بخوانید، در حین خواندن، سؤالاتی بپرسید و به پرسش‌های كودكتان پاسخ دهید. به عكس‌ها اشاره كنید و در مورد تصاویر كتاب بحث كنید. از كودكتان بپرسید: "فكر می‌كنی بعد از این چه اتفاقی خواهد افتاد؟"

10- فعالیت‌های اضافه و متناسبی با فضای داستان، ارائه كنید، كارهایی مثل آشپزی یا درست كردن كاردستی كه با داستان شما متناسب و هماهنگ باشند یا فعالیت‌هایی كه خواندن را به عنوان بخشی از علوم و فنون غنی ادبیات شكوفا سازند و به پیشرفت در یادگیری مهارت‌های ادبی منجر شود.

11- در زمان داستان با كودك خود مدارا كنید، اما در عین حال جدی و محكم باشید، چنانكه كودك شما نسبت به خواندن كتاب‌ بی‌میل است اجازه دهید در این حین نقاشی بكشد. شاید حتی بتواند یك نقاشی از فضای داستان بكشد!

12- با آموزگار كودكتان صحبت كنید یا به كتابخانه منطقه‌تان بروید تا از پیشنهادها و تجربیات آنها در این رابطه بهره‌مند شوید، به این وسیله فهرست‌های گوناگونی از كتاب‌های مختلف خواهید یافت و شاید حتی آنها بتوانند كتاب‌هایی كه خواندن بلند آنها برای كودكان اثربخش بوده است را به شما معرفی كنند.

خواندن، یك فعالیت تفریحی است شما فقط روزانه 15 دقیقه برای آن وقت صرف‌ كنید و از نتیجه سود بخش آن برای خود و فرزندانتان تا آخر عمر بهره بگیرید.


[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 15:43 ] [ saeed ]
[ یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390 ] [ 23:3 ] [ saeed ]
شهرستان بیله سوار سرزمینی است که گوشه ای از نعمت های مادی بهشت را در خودجای داده است







ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 3:46 ] [ saeed ]



من پذیرفتم شکست خویش را


پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتراز ما می روی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را
[ یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 ] [ 1:13 ] [ saeed ]
درباره وبلاگ